خانه / شرکت ها / اصول مدیریت

اصول مدیریت

مقدمه

پیدایش روز افزون نهادها ،ادارات و سازمانهای اجتماعی وگسترش آنها معرف پیشرفت وپیدایش تمدن بشری است. وبا توجه به اینکه مسایل مختلفی هر روزه در جامعه به وجود می آید وهر کدام از اینها نیازمند روشهای جدیدتری در نوع ادامه کار خود میباشند ، لذا برای اینکه بتوانند جوابگوی نیازهای خود باشند وبه اهداف خود نزدیک شوند نیاز به مدیریتی بهتر وجدیدتردارند ، که برای اداره هر کدام از موضوعات ، مدیریت به روز مربوط به خودش باید وجود داشته باشد. به این ترتیب وبا توجه به عوامل گوناگون مکانی و زمانی و ویژگیها و نیازهای خاص هر جامعه هر روز بر تکامل و توسعه این سازمانها افزوده می شود.وباعث میشود که جامعه باتوجه به وسیعتر شدنش سالم وشاداب وبا خاطری مطمئن به کار خود ادامه دهد وحاصلش نتایج سالمتر وبهتری باشد.

تقسیم بندی مدیران :

مدیران باتوجه به نوع کارشان ومحیطی که در آن قرار دارند و سازمان یا نهاد و یا اداره مربوطه نیازمند درجات وعتاصر مورد نیاز میباشند . لذا باید توجه داشت که شکل مدیریت دارای سه طبقه است که مانند هرم میباشد ودر طبقه پایین آن عالی طبقه وسط میانی ودر بالا عملیاتی قرار میگیرد.

مدیران عملیاتی:

این مدیران در اصل پرکارترین گروه مدیریتی هستند وکارشان نظارت وبرنامه ریزی است و رفت و آمد زیادی دارند و معمولا درمأموریت ویا برای پرسنل خود مأموریت تأیین میکنند.

مدیران میانی:

انها به طور مستقیم با مدیران رده بالادرتماس هستند و به آنها گزارش میدهند کارشان مدیریت بر سرپرستا ن است و نقش حلقه میانی را میان مدیریت عالی و مدیران عملیاتی به عهده دارند بیشتردرحال آماده کردن اطلاعات برای تصمیم گیری مدیریت عالی برای سرپرستان و جهت دادن به نتایج کار مدیران عملیاتی است.

مدیریت عالی :

مدیرانی که عملکرد کلی واحدهای عمده را ارزیابی می کنند و درباره موضوعات و مسائل کلی با مدیران سطح پایین به تبادل نظرمی پردازند و بیشتر وقتشان را با همکاران یا افراد خارج از سازمان واندک زمانی را با افراد زیردست می گذرانند.
به طور کلی مدیر باید خلاقیت داشته باشد وبتواند درکوتاهترین زمان از امکاناتی که در اختیار دارد برای پیشبرد اهداف سازمان یا مکان مورد نظر تحت اختیارخود اقدام نماید.

خلاقیت مدیران:
هرانسانی دارای خلاقیتهایی است ودرمواقع لزوم آنرا بکار میگیرد وخلاقیت صرفآ در اختیار مدیر نیست و نمیتوان گفت که مدیران خلاقیت دارند وباید توجه داشت که در مواقع لازم ذهن دوبرابراز خودش خلاقیت نشان میدهد .

هر مدیری باید خلاقیت داشته باشد خلاقیت یعنی به کارگیری توانای های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید. تداوم حیات سازمان ها به باسازی آنها بستگی دارد باسازی سازمان ها از طریق هماهنگ کردن اهداف با وضعیت روز و اصلاح و بهبود روش های حاصل این اهداف انجام می شود.

مدیریت موفق و مؤثر:
ممکن است یک مدیربا تصمیماتی که میگیرد مانند (جریمه کردن،توبیخ،کسرحقوق وغیره…) بتواند تاحدودی به اهداف ازپیش تعیین شده خود برسد یا حداقل کارمورد قبول را انجام دهد میگویند موفق شده ومدیرموفق است ولی یک مدیر مؤثرتمام امکانات را به کار میگیرد وازتمام توانایی تاحدود۹۰ درصد توان افراد استفاده میکند تا حداکثر استفاده حاصل شود.

چگونه می توان مدیرموفق ومؤثری بود ؟
یک مدیر برای موفق و مؤثر بودن،باتوجه به توانای های ذاتی و تواناییها یی که ازراه آموزش و غیره کسب میکند به این مهم دست پیدا میکند. همیشه توانایهای افراد نیست که برای ایشان موفقیت می اورد. بررسی میزان موفقیت و مؤثر بودن هر مدیر بر اساس دیدگاه و معیارهای سازمانی صورت می گیرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *